زمستان ! سلام !
سلام بر زمستان ! سلام براشکهای سرد و سخت کوهساران . سلام برتو که همچنان برمرگ یلدا مرثیه می خوانی . سلام بر ابر های سپید ! سلام بر برف کوهستان و خورشید سرد ! سلام بر عشق داغ و سوزانی که تو را به سرزمین بهاران می رساند . چراگرفته ای ؟/؟ چرا غمگینی ؟/؟ تو را سرد و خشک و بی برگ و بارت می خوانند ؟/؟ احساس می کنی که از تو می گریزند ؟/؟ بدان که بهار پرستان هم دوستت می دارند نه برای گریز از تو چون که تو خود آبستن عشقی .. آبستن فریاد هایی که سبزه نگارها را از دل زمین بر می آورد تا به مادر زمستان وداع گوید و به کودک بهار سلام . ببین زمستان گرم من ! من فرزند عشق و فرزند روز عشق توام . فرزند زمین پاک تو .. من با قلب گرم خود در قلب تو دیده به جهان گشوده ام . من نیز چون تو به بهار سلام می گویم تو با قلب بهاری خود سرزمین یخی و دلهای سنگی را به جویهای بهاری می سپاری . توهم چون من به شوق دیدار بهار اشک می ریزی . و من به تو سلام می گویم که عاشقانه در روز عشق به فردا و فر داها دل بسته ای تا چون پلی آرزومندان را به آرزوهایشان برسانی . سلام بر زمستان ! سلام بر اشکهای داغ و سوزانت که اشکهای سرد کوهساران را به چشمه ساران بهار زیبا می رساند . من در دامنه کوهستان زیبایت به انتظار نشسته ام تا آبشار زندگی باز هم سازی دیگر بنوازد .. سازی از آغاز زندگی از لبخند از عشق و این که هنوز هم زندگی نفس می کشد .. زمستان من ! تو بار ها و بار ها از عشق سروده ای و من قلب و قلم داغ خود را به تو سپرده ام تا با هم به استقبال بهار زیبا برویم . سلام بر تو سلام بر عشق .. سلام بر پیکره سرد طبیعت با نغمه های گرم و سوزان عشق .. سلام بر آهنگ زندگی ! سلام بر طبیعت زیبا ! سلام بر تپش قلبهای عاشق و تپش قلب عشق !سلام بر زمستان ! می دانم که تو هم خواهی رفت به آنجا که پاییز رفته است وکس ازآن نشانی نیاورده است . برای من از عشق بخوان . چون پاییز زیبا , چون تابستان پرشکوه و عروس بهار .. سلام بر سیمای سرد و قلب گرمت . بیا تا با هم به جشن زندگی و تولد دوباره زمین برویم . می دانم آن چنان که یلدای ما تو را ندیده تو هم عروس بهار را نخواهی دید می دانم که این را در خواب و از پدرانت شنیده ای آن گاه که چشمانت را به امید طلوعی دیگر بر هم می نهادی . و من در کوهستان عشق تو فریاد می زنم که زندگی تنها از آن من و بهاران و پاییزان نیست . زندگی تنها ازآن از ما بهتران و زیبا رویان و زیبا پرستان نیست هرچند که تو هم زیبایی . زیبای غمگین ما .. می دانم که اشک می ریزی تا ما بخندیم تا عروس بهاری بله گویان به خانه بخت برود . چه فروتنانه با ما به استقبال بهار می آیی . اما تو را به میهمانی عشق و تولد دوباره زمین دعوت نکرده اند . آخر چرا ؟/؟ مگر روز عشق جهانیان در تو و با تو بال و پر نگرفت ؟/؟ آخر چرا ؟/؟!ومی دانم تو هم چون یلدا غریبانه خواهی رفت . تو خواهی رفت عروسی دیگر خواهد آمد وعروسی دیگری .. اما من همچنان فریاد خواهم زد سلام بر عشق سلام بر زمستان سلام بر آن که بی صدا رفت وکسی فریاد قلبش را نشنید سلام بر آن که آرام می رود تا ما آرام بگیریم . سلام بر زمستان ! سلام بر عشق و روزهای پرشکوه عشق ….. پایان .. …
در
۰:۰۰:۰۰
3
زمستان سلام