خانم مهندس قسمت پنجاه ودوم

خانم مهندس قسمت پنجاه ودوم

درهرحال من و عباس یه چند ساعتی رو با هم بودیم و از هم جدا شدیم . با وعده وعید هایی که به هم دادیم و این که بعدا توی تهرون هم دیگه رو می بینیم . نمی دونم شایدم می تونستیم بازم همدیگه رو ببینیم شاید اصلا همو نمی دیدیم . فقط به فرداشب  و محفل دوستان فکر می کردم . به این که روز های خوبی را در این ساحل زیبا خواهیم داشت . تقریبا یه روزو باید تحمل می کردم . حتما در این یه روز هم از شربهروز و یاوه سرایی های اودر امان نبودم . دلم می خواست عباس منو تا هتل همراهی می کرد و همین طور هم شد . حرصم در اومده بود . پس این بهروز کجابود تا منو ببینه . به بهونه های مختلف چند دقیقه ای اونو نگه داشتم ولی اثری از بهروز نشد تا این که یه حسی بهم گفت که باید همین اطراف باشه . شاید علاقه شدید من به اون بوده  که این حسو در من زنده و بیدارمی کرد . سایه اونو اطراف خودم حس می کردم . می دونستم وقتی این اطراف نباشم اون این طرفا می مونه تا ببینه که من چیکار می کنم. متوجه شدم که عباس داره دیرش میشه . نگاهی به اطراف انداختم و دیدم کسی نیست جز دفتردار هتل که سرشو انداخته پایین یه بوسه کوتاهی از لباش برداشته گفتم عزیز باشه اومدم تهرون واست زنگ می زنم که همدیگه رو ببینیم . به خوشی ولبخند با هم خداحافظی کردیم . حدسم درست بود . به محض رفتن عباس بهروز از دفتر خارج شد . خیلی عصبی نشون می داد ولی در عوض من لبخند از رو لبام محو نمی شد . خوشم میومد از این که می دیدم اون داره این جوری حرص می خوره . این همون چیزی بود که من می خواستم اومد جلو تا بازم غر بزنه ولی قبل از این که صداش در بیاد اونو تو گلوش خفه کردم . -ببینم حرف حسابت چیه ؟/؟  نکنه اختیار بیرون رفتن خودمو هم ندارم ؟/؟ -قراره دوستات از تهرون بیان . از قرار معلوم سپیده هم میاد -آره بهروز خان شما خاطرات خوبی با هم دارین -من و تو هم با هم خاطرات خوبی داریم -تو دیگه از خاطرات خوب با هام حرف نزن . تو خاطراتتو برو با شیلا داشته باش که اون به درد تو می خوره -چیه حسودیت میشه ؟/؟ -اون وقتی که باید حسادت می کردم دیگه گذشت . حالا دیگه واسم مهم نیست . هر غلطی که دلت می خواد بکن . -حرص می خوری خیلی خوشگل میشی ببینم امشب اگه کسی باهات نیست و کسی رو نداری من می تونم بیام پیشت بخوابم . دستمو برای سیلی زدن به صورتش آماده کرده بودم که دیدم یه مسافری اومد نزدیک ما و منم بدون این که از آسانسور استفاده کنم از بس حرص داشتم راه پله رو گرفته و چند طبقه رو همین جوری رفتم بالا . و وقتی رسیدم اتاقم اولین کاری که کردم این بود که خودمو بندازم رو تخت و زار زار گریه کنم . آشغال عوضی منو با یه هرزه مساوی کرده بود . یعنی من آدمی هستم که هر شب بغل یکی بخوابم ؟/؟ .. هرچی درزد درو باز نکردم . -روشنک درو باز کن . می دونم ناراحتی . من منظور بدی نداشتم . تو هم رفتی با یکی دیگه بودی . انتظار داری چه جوری فکر کنم .. -خفه شو بهروز . اگه هرزگی بده اگه اسم این کارو میذاری هرزگی تو خودت از هرچی هرزه هرزه تری . حالا اسمتو میذاری مرد ؟/؟ هر غلطی که دلت می خواد می کنی . آشغال . -درو باز کن حالا که هردو تامون هرزه شدیم خوب با هم جوردر میاییم و می تونیم حسابی با هم حال کنیم و یک شب فراموش نشدنی داشته باشیم .اون خاطره تلخ دو سه شب پیش رو هم از ذهنت پاک می کنم .. این بار دیگه خونم به جوش اومده بود . درو باز کرده بهش گفتم یه لحظه وایسا اونم که از دیدن من ذوق زده شده بود مکث کرد و من کار نیمه تموم اون پایینو تمومش کردم طوری گذاشتم زیر گوشش که دستم درد گرفت و قبل از این که بفهمه چی شده ضربتی درو بستم -حالا هر غلطی که دلت می خواد بکن بقیه مزدمو هم نده و منو اخراجم کن . صداش درنیومد . گورشو گم کرد و رفت پایین . آخیش دلم خنک شد . سیلی محکمی هم نوش جون کرده بود . اصلا هم از این کارم احساس تاسف نکردم . بذار کاوه و بیتا و بهرام و بهاره و کیارش و سپیده بیان دیگه می دونم چیکار کنم . اوخ که چقدر مزه میده کنار ساحل و دریا با کیر های رنگارنگ . هنوز نمی دونستم کجا بریم حال کنیم . می ترسیدم اتاقایی رو که بهروز در اختیار ما میذاره دوربین کار گذاشته باشه .. یعنی اون میاد و مارو در هتل خودش گیر میده ؟/؟ نه هیچوقت به ضرر خودش کار نمی کنه . ولی ممکنه بیاد و موی دماغ ما شه و نذاره بهمون مزه بده . هر لحظه بیاد در بزنه اذیت کنه . خودمو کاملا برهنه کرده انداختم رو تخت و تا می تونستم در هر قسمت از این سوئیت با خودم ور می رفتم . مخصوصا روی تخت که می دونستم بهروز از نظر دید زدن با استفاده از دوربین مخفی به اونجا تسلط کامل داره . می خواستم آتیشش بزنم . فکرکرده هر غلطی که می خواد می تونه انجام بده و همین جور مفت دربره . کورخوندی بهروز آدمت می کنم … ادامه دارد .. ..

در

۱۸:۴۱:۰۰

1

خانم مهندس قسمت پنجاه و دوم

بازدید 2,810

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۲ هفته پیش ۱:۱۶
👁 ۵.۹K ❤️ ۲۴۲
۲ هفته پیش ۱:۳۲
👁 ۲.۷K ❤️ ۲۵۱
۲ هفته پیش ۶:۲۵
👁 ۱۳.۰K ❤️ ۴۷۱
۲ هفته پیش ۰:۲۷
👁 ۲.۸K ❤️ ۴۹۲
۲ هفته پیش ۴۱:۱۵
👁 ۲۳.۴K ❤️ ۴۳۱
۲ هفته پیش ۱:۰۹
👁 ۵.۵K ❤️ ۴۹۹
۲ هفته پیش ۷:۱۹
👁 ۶.۶K ❤️ ۳۹۲
۲ هفته پیش ۱۱:۵۳
👁 ۴.۲K ❤️ ۴۶۴
۴ روز پیش ۰:۴۶
👁 ۱۰.۲K ❤️ ۹۴۳
۴ روز پیش ۵:۵۰
👁 ۲۲.۷K ❤️ ۱۴۴
۲ هفته پیش ۱:۲۵
👁 ۳.۶K ❤️ ۱۹۶
۶ روز پیش ۰:۵۹
👁 ۱۰.۸K ❤️ ۳۸۸
۲ هفته پیش ۸:۳۵
👁 ۱۷.۰K ❤️ ۳۰۵
۲ هفته پیش ۱۱:۱۷
👁 ۳.۰K ❤️ ۴۷۲
۲ هفته پیش ۱:۳۸
👁 ۲.۱K ❤️ ۲۴۷
۲ هفته پیش ۰:۱۳
👁 ۵.۱K ❤️ ۴۸۶
۲ هفته پیش ۱:۴۵
👁 ۳.۸K ❤️ ۳۷۷
۲ هفته پیش ۳:۲۰
👁 ۲۰.۶K ❤️ ۷۳۰
۲ هفته پیش ۳:۲۵
👁 ۳.۶K ❤️ ۱۳۷
۲ هفته پیش ۴:۵۵
👁 ۱۱.۸K ❤️ ۴۵۷
۲ هفته پیش ۰:۳۶
👁 ۶.۳K ❤️ ۵۰۶
۲ هفته پیش ۱:۵۴
👁 ۲.۷K ❤️ ۳۱۳
۲ هفته پیش ۰:۵۴
👁 ۴.۹K ❤️ ۳۳۳
۲ هفته پیش ۵:۳۵
👁 ۳.۴K ❤️ ۳۸۶
۵ روز پیش ۲:۰۱
👁 ۶.۳K ❤️ ۱۸۷
۲ هفته پیش ۳:۰۰
👁 ۵.۱K ❤️ ۳۰۳
۲ هفته پیش ۱:۰۹
👁 ۱۰.۱K ❤️ ۳۹۳
۲ هفته پیش ۲:۱۹
👁 ۲۰.۷K ❤️ ۸۹۴
۲ هفته پیش ۱:۳۰
👁 ۱۸.۳K ❤️ ۴۶۵
۵ روز پیش ۲:۳۹
👁 ۱۴.۸K ❤️ ۶۴۰
۲ هفته پیش ۱:۴۱
👁 ۳.۷K ❤️ ۴۳۷
۲ هفته پیش ۰:۰۶
👁 ۱۱.۲K ❤️ ۹۱۴
۲ هفته پیش ۱:۰۰
👁 ۲۳.۳K ❤️ ۵۶۵
۲ هفته پیش ۰:۵۹
👁 ۳.۵K ❤️ ۲۷۲
۲ هفته پیش ۱۱:۱۶
👁 ۱۰.۰K ❤️ ۲۹۰
۲ هفته پیش ۰:۴۶
👁 ۳.۸K ❤️ ۲۹۴
۲ هفته پیش ۱:۱۹
👁 ۱۲.۳K ❤️ ۳۸۴
۲ هفته پیش ۰:۴۷
👁 ۱.۹K ❤️ ۲۴۸
۲ هفته پیش ۱:۲۹
👁 ۴.۱K ❤️ ۴۸۹
۲ هفته پیش ۰:۲۴
👁 ۴.۶K ❤️ ۳۲۰
۶ روز پیش ۴۷:۱۴
👁 ۳.۱K ❤️ ۲۱۶
۱ هفته پیش ۵:۱۰
👁 ۱۱.۲K ❤️ ۳۸۸
۴ روز پیش ۰:۱۶
👁 ۱۹.۶K ❤️ ۸۹۰
۱ هفته پیش ۳:۰۷
👁 ۱۸.۷K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۱:۰۳
👁 ۲.۴K ❤️ ۳۹۲
۲ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۱.۷K ❤️ ۲۳۲
۱ هفته پیش ۸:۱۰
👁 ۵.۱K ❤️ ۴۸۶
۱ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۱.۷K ❤️ ۳۰۸
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن