خانم مهندس قسمت هشتاد و دوم

خانم مهندس قسمت هشتاد و دوم

دیگه اون روز حسابی جشن گرفته بودیم . یعنی کیر ها و کس های ما جشن گرفته بودند . دیگه افتاده بودیم به جون هم صدای ضربات کیر بر کس پی در پی شنیده می شد . من و کاوه روحیه مون خیلی قوی ود . البته بهروز رو هم می دونم که خیلی خوشحال بود . چون دوستم داشت و به خاطر من خیلی دوندگی کرده بود . هر چند می دونستن اگه پاش بیاد زیر آبی زیاد میره و خارج از محدوده ما با زنای دیگه ای هم سکس می کنه ولی اگه من شاهد این قضیه می بودم حالشو می گرفتم . مثلا اگه می خواست دوباره با شیلا رابطه داشته باشه . من اینو از کجا می خواستم بفهمم . نه نه .. روشنک دختره خوب ! تازه بهت پیشنهاد ازدواج شده هنوز که اتفاقی نیفتاده داری این قدر حرص می خوری . خوش باش . این قدر خودت رو اذیت نکن و اسیر جنون خود آزاری نشو . در هر حال دسته جمعی اون جا رو کرده بودیم میدون جنگ .. اون روز رو هم به خیر و خوشی به پایان رسوندیم . بهروز رفته بود به دنبال مقدمات عروسی .. وقتی خونواده ها شنیدن که ما می خواهیم به این صورت از دواج کنیم شگفت زده شده بودند . در مورد یکی دو تا از از دواج ها البته نه از دواج من و بهروز یه مخالفتهای ریزی صورت گرفته ود ولی به خیر گذشت . دسته جمعی همون شمال موندیم و فک و فامیلای هشت گروه از تهران به طرف بابلسر سرازیر شدند . چون همه مون دسته جمعی پامونو کرده بودیم تو یه کفش که مرغ یک پا داره و عروسی حتما باید در ساحل و کنار دریا و این آب و هوا انجام شه . هر چند رفته رفته با نزدیک شدن تا بستون شمال می رفت تا شرجی بودن خودشو نشون بده و برای یک تهرونی سخت بود که با این آب و هوا کنار بیاد . در هر حال جمعیت زیادی اومدن به اونجا و تا از مراسم با شکوه چهار زوج و هشت نفر لذت ببرند . مراسمی به یاد ماندنی که در اون عروس و دوماد ها در ابتدای کار می خواستند که جا به جا شن . سکس ضربدری انجام بدن . چه حالی داشت ! چه شاعرانه و هیجان انگیز بود . هر چند میون  ما سکس دسته جمعی و گروهی و ضربدری و چند تا به یکی تازگی نداشت ولی این که بخواهیم زن و شوهر شیم و بالباس سفید عروسی خودمونو هماهنگ با مراسمی به نام زفاف کنیم واسمون تازگی داشت و می تونست خیلی جالب باشه . چقدر خونواده ها از این که ما داریم سر و سامون می گیریم خوشحال بودند . خیلی از فامیلای هم جنسم  همش از لحظه های سکس می گفتند  از این که باید خیلی مراقب باشم . چیکار کنم و چیکار نکنم – من که هنوز بچه نیستم . قند توی دل همه آب شده بود . چقدر هم جمعیت اومده بودند . علاوه بر ماشین شخصی بهروز خان شوهر گل من چند تا اتوبوس هم کرایه کرده بود تا جمعیت بیشتری خودشون رو از تهرون بر سونن اونجا . من لذت می بردم از این که بقیه چه جور دارن در مورد بهروز حرف می زنند و این که عنوان می کنند که اون شوهر روشنکه . این اعتماد به نفس خاصی به من می بخشید . دلم می خواست از این مجلس باشکوه به اندازه کافی لذت می بردم . دلم می خواست هیجان و آرزوهای یک عروس رو می داشتم . سکس و لحظه های اون برای من شیرین می شد . معمولا یک عروس وقتی که خودش رو برای حجله گاه آماده می کنه یک هیجان خاصی داره . . خودشو وارد دنیایی می بینه که تا حالا حسرتشو می خورده . می تونه به خواسته های جنسی خودش برسه . خودشو لخت در اختیار مردی که دوستش داره احساس می کنه . برای همین دوست داره از لحظه ها فرار کنه . فرار کنه و برسه به اون لحظه ای که این مهمونی برای اون گرفته شده . مهمونا می خوان از لحظه های مجلس استفاده کنند ولی عروس و دوماد می خوان زود تر به نهایتی برسن که شروع فصل دیگه ای از زندگی اوناست . یکی از دوستان که عروس شده بود این احساس خودشو برام تعریف کرده بود . ولی من می دونستم ما 8 نفر می تونیم از مهمونی خودمون حداکثر لذت رو ببریم . دیگه هیچ عجله ای برای تموم شدن مجلس نداریم . چون چیزی رو که همه  عروس و دو ماد ها در نهایت مهمونی به اون می رسند ما در آغاز به اون رسیده بودیم . چهار تا عروس چقدر خوشگل شده بودیم . سپیده دیگه اون اخم و تخم گذشته رو نداشت . اون و کاوه چقدر به هم میومدند . شاید سپیده به این فکر می کرد که می تونه  اولین سکس امشبشو با بهروز افتتاح کنه . برای من موردی نداشت . چون دیگه می رفتم تا بشم همسر بهروز و در نهایت همه کاره اون . . و حساب ما چهار تا زن از حساب بقیه زنهایی که در آینده می خواستند زندگی و آرامش ما و گروه ما رو بر هم بزنند جدا بود . لحظه های خوشی می رفتند که از راه برسند . تالار بزرگ ساحل ..دریای شمال .. چقدر این دریا زیبا بود . هم روزش قشنگه هم شبش قشنگه .. هم دم صبح و هم غروبش زیباست . دلم می خواست یک عروسی بیست و چهار ساعته بر گزار می کردیم تا همه ببینند که دریای شمال هر بیست و چهار ساعتش قشنگه …. ادامه دارد .. ….

در

۰:۴۸:۰۰

خانم مهندس قسمت هشتاد و دوم

بازدید 5,485

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۲ هفته پیش ۱:۲۴
👁 ۴.۹K ❤️ ۴۰۳
۲ هفته پیش ۱:۰۱
👁 ۲۲.۴K ❤️ ۹۸۳
۲ هفته پیش ۰:۴۱
👁 ۱۴.۹K ❤️ ۲۴۴
۲ هفته پیش ۱:۲۵
👁 ۱۸.۹K ❤️ ۵۹۴
۱ روز پیش ۰:۴۰
👁 ۲۱.۰K ❤️ ۰
۱ هفته پیش ۲:۰۴
👁 ۱۲.۷K ❤️ ۸۵۷
۲ هفته پیش ۱:۳۰
👁 ۱۲.۵K ❤️ ۲۶۳
۲ هفته پیش ۰:۳۲
👁 ۵.۹K ❤️ ۴۹۵
۱ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۱.۷K ❤️ ۳۰۸
۲ هفته پیش ۱۳:۲۰
👁 ۱۸.۲K ❤️ ۴۶۹
۳ روز پیش ۰:۴۰
👁 ۱۳.۶K ❤️ ۶۱۶
۱ هفته پیش ۰:۱۲
👁 ۱.۷K ❤️ ۰
۵ روز پیش ۲:۵۰
👁 ۱۸.۷K ❤️ ۲۸۲
۲ هفته پیش ۲:۰۹
👁 ۱۲.۵K ❤️ ۱۵۶
۲ هفته پیش ۳۵:۵۴
👁 ۸.۳K ❤️ ۳۳۵
۲ هفته پیش ۱:۵۸
👁 ۵.۶K ❤️ ۲۹۳
۲ هفته پیش ۳۵:۴۸
👁 ۸.۰K ❤️ ۴۱۳
۲ هفته پیش ۱:۰۰
👁 ۱۲.۸K ❤️ ۵۵۸
۲ هفته پیش ۱:۱۳
👁 ۱۶.۲K ❤️ ۲۳۵
۲ هفته پیش ۰:۴۲
👁 ۱۱.۲K ❤️ ۵۰۸
۲ هفته پیش ۲:۰۱
👁 ۴.۴K ❤️ ۳۰۳
۲ هفته پیش ۴۶:۳۴
👁 ۸.۷K ❤️ ۵۹۴
۲ هفته پیش ۰:۲۶
👁 ۱۰.۳K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۱۸:۰۲
👁 ۳.۵K ❤️ ۲۱۶
۲ هفته پیش ۱:۱۵
👁 ۲.۴K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۳۲:۳۱
👁 ۵.۴K ❤️ ۷۳۹
۲ هفته پیش ۳:۲۱
👁 ۶.۷K ❤️ ۲۸۴
۲ هفته پیش ۱:۰۵
👁 ۵.۷K ❤️ ۴۱۴
۲ هفته پیش ۱:۰۵
👁 ۵.۰K ❤️ ۱۶۵
۱ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۵.۳K ❤️ ۴۵۱
۲ هفته پیش ۰:۵۴
👁 ۱۴.۸K ❤️ ۵۹۵
۲ هفته پیش ۱:۲۹
👁 ۲.۱K ❤️ ۳۴۲
۲ هفته پیش ۴:۱۸
👁 ۳.۷K ❤️ ۳۰۴
۱ هفته پیش ۲:۳۳
👁 ۵.۴K ❤️ ۵۵۳
۲ هفته پیش ۱:۱۷
👁 ۵.۰K ❤️ ۱۱۰
۲ هفته پیش ۰:۲۵
👁 ۱.۸K ❤️ ۴۲۶
۲ هفته پیش ۲۷:۲۹
👁 ۲۰.۲K ❤️ ۲۴۹
۲ هفته پیش ۱۱:۱۰
👁 ۳.۸K ❤️ ۲۹۰
۲ هفته پیش ۰:۴۰
👁 ۲.۹K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۴۸:۵۰
👁 ۵.۴K ❤️ ۲۷۷
۲ هفته پیش ۷:۰۷
👁 ۲.۸K ❤️ ۱۷۳
۲ هفته پیش ۴:۲۴
👁 ۲.۶K ❤️ ۳۴۸
۲ هفته پیش ۰:۲۹
👁 ۷.۵K ❤️ ۱۹۵
۲ هفته پیش ۱:۰۰
👁 ۱۴.۲K ❤️ ۱۴۳
۲ هفته پیش ۰:۲۵
👁 ۲۱.۶K ❤️ ۹۲۷
۲ هفته پیش ۱:۰۲
👁 ۲۲.۳K ❤️ ۵۲۴
۲ هفته پیش ۰:۴۷
👁 ۱.۹K ❤️ ۲۴۸
۲ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۹.۲K ❤️ ۳۶۸
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن