خانم مهندس قسمت شصت و سوم

خانم مهندس قسمت شصت و سوم

چقدر دلم می خواست به جای این سه نفر بهروز باهام حال می کرد . نمی دونم اینجا من شرطو می بردم یا بهروز . داشتم به این فکر می کردم که حال کردن یه زن با سه تا مرد بیشتر حال میده یا حال کردن یه مرد با سه تا زن . به نظرم من می تونستم بیشتر حال کنم . چون یه مرد باید کنترل کننده باشه . اون چه جوری می تونه از سه تا زن لذت ببره ولی کاوه دیگه کارشو شروع کرده بود همون اول اومد سرشو گذاشت زیر کسم و زبونشو در آورد .. جووووووون لبه های کسو به دو طرف می کشید و کف زبونشو میذاشت اون وسط و دیگه مجال فکر کردن بهم نمی داد فقط لذت و هوس بود که داشت منو آتیش می زد . همونجا رو تخت وایسادم تا کیا هم از پشت بتونه کارشو بکنه . اون کونمو از دو طرف باز کرده بود و قبل از این که زبونشو بکشه رو سوراخ کونم از پشت کسمو لیس می زد .. -اوووووخخخخخ بچه ها بچه ها چه جوری دارین آتیشم میدین . اینو از کجا یاد گرفتین شیطونا .. آخخخخخخ آخخخخخخخ .. نیازی به فیلم بازی کردن هم نبود فقط پیاز داغشو با جیغ و داد های بیشتر زیاد می کردم . زبون کیا و کاوه از دو طرف می خوردند به هم . دو تا زبون و یه کس .. آهههههه چه حالی داشت . چه کیفی می کردم .. از این فوق العاده تر نمی شد . بهرام هم  ایستاده اومد لباشو گذاشت رو سینه هام … نمی دونستم چیکار کنم . دستامو رو سر کدومشون بذارم . یه دست کم داشتم . داشتم آتیش می گرفتم .  یه دستمو گذاشتم رو سر کاوه و با دست دیگه ام بهرامو بیشتر به سینه ام فشار می دادم . کیا هم که یه انگشتشو کرده بود تو کونم . دیگه به هیچی فکر نمی کردم .. می خواستم حال کنم و واقعا داشتم حال می کردم . یک بی خبالی طبیعی که خیلی راحت تر می تونست بهروزو به آتیش بکشه چشامو هم بسته بودم . ولی خیلی دلم می خواست دراز کش همین کارا رو باهام انجام می دادند چون این جوری بیشتر بهم می چسبید و حال بیشتری می داد . فقط صدای بهاره و بیتا و سپیده رو می شنیدم که چه جوری عین شغال زوزه می کشیدند . انگار که زوزه کشیدن اونا هم نوعی ادا در آوردن بود .  صدای بهروز هم میومد که داشت فریاد می زد و می گفت آقایون  خسته نباشین . چه جوری دارین حال می کنین . سه تا مرد با یه زن سیرتون می کنه ؟/؟ لعنتی هر چی می خواستم چیزی نگم نمی شد . این پررو نمی ذاشت که چند لحظه آروم بگیریم و حالمونو بکنیم .. مجبور شدم که جوابشو بدم -بستگی به این داره که زنش کی باشه . تو اگه می تونی برو اون سه تا زنو راضی کن که می دونم نمی تونی و اونا باید بیان با کیر همینا ار گاسم شن . لالش کرده بودم . جوابی نداشت که بده فقط همینو گفت روشنک چرا این روزا این قدر حساس شدی طاقت شوخی رو نداری .. -من با کسی شوخی ندارم . حرفام و کارام همه جدیه . داشت رو اعصاب من راه می رفت . رو تخت دراز کش شدم تا کمرم آروم بگیره . پسرا بهم حال بدین . حال بدین که دیگه بد جوری هوس چند تا کیر مردونه رو کردم . یه پهلو روی تخت دراز کشیده بودم و  این بار کیا و بهرام از دو طرف لاپامو لیس می زدند . بهرام زبونشو رو سوراخ کون من می کشید و کاوه هم با سینه هام ور رفته و یواش یواش اومد پایین تر .. یه علامتی به کاوه دادم که بیاد بالاتر .. زیر گوشش گفتم که باید چیکار کنه . چون اونم از این که سپیده رو بهروز تور کنه خیلی ناراحت بود . -وایییییی چه بدنی داری روشنک . تنهایی می تونی ده تا مردو سیر کنی . خیلی حال میدی . یه نفره یه گردانو حریفی .  از همه جات داره آتیش بلند میشه .. صدای بهروز در اومد که می گفت داش کاوه این جورا هم که میگی نیست اون نتونسته یکی منو سیر کنه و کم آورد .. ..کثافت آشغال از نا امیدی داشت این چرندیاتو تحویل می داد که بر من پیروز شده باشه . صورتم سرخ شده بود .. -بهروز خان تو لیاقت جنده منده ها رو داری و از بس زنای هرزه رو گاییدی و اونایی رو که هر شب بغل یکی هستند جنس خوبو نمی تونی کنارت ببینی . .. بازم خورد و دم نکشید ولی این سپیده دیوونه به جای این که از من حمایت کنه دستمال زنی و خایه مالی رو شروع کرد . راستی راستی هم داشت خایه های بهروزو می مالید -روشنک جون یعنی میگی منم جنده هستم . ؟/؟ -نه منظورم این نبود که تو جنده هستی تو کوس خل هستی .. . اون چند نفر دیگه که از گردونه خارج بودند سر و صداشون در اومد که بچه ها ول کنین می خوایم حال کنیم این بر نامه ها چیه درست کردین . اینجا مگه میدون جنگه ؟/؟ .دیگه کار به جایی رسیده بود که قمبل کرده تا مردا بذارن توی کون و کسم . -پسرا هر جور دوست دارین حال کنین . کس و کون روشنک در خدمت شماست . مهندسی شده و کاملا فنی .. . رفتم رو کیر کاوه نشستم و کیارش هم گذاشت توی کونم . -جووووون بهرام بهرام تو هم بیکار نشین . بهم حال بده حال بده . از اون طرف زنا بهرامو صدا می زدند که بره طرف اونا و کمک بهروز -بهرام حق نداری بری طرف اونا تا من نگفتم . وگرنه تورو از کس و کون خودم محروم می کنم . این بهروز همون جوری که خودش گفته هر سه تاشونو حریفه … ادامه دارد .. …

در

۱۶:۵۷:۰۰

حانم مهندس قسمت شصت و سوم

بازدید 3,525

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۲ هفته پیش ۱:۱۳
👁 ۲۱.۸K ❤️ ۴۶۳
۵ روز پیش ۲:۳۳
👁 ۹.۵K ❤️ ۵۰۶
۲ هفته پیش ۲۹:۱۶
👁 ۲.۲K ❤️ ۴۱۵
۲ هفته پیش ۱:۱۹
👁 ۲۰.۲K ❤️ ۵۹۴
۶ روز پیش ۱:۲۹
👁 ۱۹.۹K ❤️ ۸۶۳
۲ هفته پیش ۳:۴۳
👁 ۶.۹K ❤️ ۴۲۳
۲ هفته پیش ۰:۳۸
👁 ۷.۳K ❤️ ۳۵۶
۲ روز پیش ۱:۲۴
👁 ۱۰.۸K ❤️ ۹۲۸
۲ هفته پیش ۳۷:۲۲
👁 ۲۳.۴K ❤️ ۱۱۸
۴ روز پیش ۴:۰۷
👁 ۷.۲K ❤️ ۴۵۱
۲ هفته پیش ۰:۵۸
👁 ۱۷.۸K ❤️ ۳۲۷
۲ هفته پیش ۲:۵۰
👁 ۳.۰K ❤️ ۱۶۰
۲ هفته پیش ۱:۱۵
👁 ۱۲.۶K ❤️ ۵۹۶
۲ هفته پیش ۰:۵۴
👁 ۷.۸K ❤️ ۴۹۷
۲ هفته پیش ۰:۵۴
👁 ۲.۴K ❤️ ۲۵۷
۱ هفته پیش ۳:۲۳
👁 ۹.۰K ❤️ ۵۸۶
۲ هفته پیش ۱۲:۰۰
👁 ۳.۰K ❤️ ۴۰۸
۴ روز پیش ۰:۲۹
👁 ۲۱.۳K ❤️ ۷۵۹
۲ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۹.۲K ❤️ ۲۴۸
۲ هفته پیش ۹:۰۰
👁 ۳.۱K ❤️ ۴۴۷
۲ هفته پیش ۳:۲۸
👁 ۳.۱K ❤️ ۴۰۶
۲ هفته پیش ۱:۲۲
👁 ۵.۰K ❤️ ۳۹۴
۱۲ ساعت پیش ۱:۱۰
👁 ۶.۴K ❤️ ۴۸۳
۱ هفته پیش ۰:۳۷
👁 ۱۶.۶K ❤️ ۷۳۵
۲ هفته پیش ۱:۱۸
👁 ۱۶.۶K ❤️ ۶۵۶
۲ هفته پیش ۱۳:۲۰
👁 ۱۸.۲K ❤️ ۴۶۹
۴ روز پیش ۲:۱۰
👁 ۲۰.۹K ❤️ ۶۳۸
۲ هفته پیش ۹:۳۰
👁 ۲۳.۹K ❤️ ۴۸۶
۲۲ ساعت پیش ۰:۰۸
👁 ۱۴.۷K ❤️ ۹۰۶
۲ هفته پیش ۱۱:۵۶
👁 ۳.۲K ❤️ ۱۰۴
۲ هفته پیش ۴:۵۴
👁 ۶.۳K ❤️ ۴۸۶
۴ روز پیش ۲:۲۷
👁 ۱۰.۶K ❤️ ۲۵۲
۲ هفته پیش ۰:۵۶
👁 ۳.۸K ❤️ ۲۹۹
۲ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۱۴.۰K ❤️ ۱۳۲
۲ هفته پیش ۳:۳۱
👁 ۱۶.۲K ❤️ ۱,۵۰۵
۲ هفته پیش ۷:۱۶
👁 ۶.۹K ❤️ ۵۲۴
۲ هفته پیش ۲۳:۳۸
👁 ۳.۷K ❤️ ۲۶۴
۲ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۹.۸K ❤️ ۳۵۶
۲ هفته پیش ۹:۰۸
👁 ۳.۶K ❤️ ۳۶۴
۲ هفته پیش ۱۷:۴۲
👁 ۳.۴K ❤️ ۱۶۸
۲ هفته پیش ۱۸:۰۲
👁 ۳.۵K ❤️ ۲۱۶
۲ هفته پیش ۰:۵۷
👁 ۴.۰K ❤️ ۲۷۷
۲ هفته پیش ۱:۰۱
👁 ۱۲.۱K ❤️ ۹۸۷
۲ هفته پیش ۲:۲۴
👁 ۱.۸K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۱:۴۰
👁 ۱۴.۱K ❤️ ۴۸۳
۲ هفته پیش ۰:۳۳
👁 ۱۱.۸K ❤️ ۵۲۰
۲ هفته پیش ۱:۱۱
👁 ۲.۷K ❤️ ۳۶۹
۲ هفته پیش ۱۱:۴۲
👁 ۱۵.۳K ❤️ ۷۳۳
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن