بازی تموم شد 4

بازی تموم شد 4

ناصر: حس می کنم اون به من نیاز داره . نیازی که از گفتنش هراس داره .. یا شایدم اون توانایی اونو نداره که بیانش کنه . دوست داره من کنارش باشم . تنهاش نذارم . ازم فرار می کنه ولی دلش می خواد یه سایه ای باشم رو سرش ..

نورا : انگار تو از اون دیوونه تری . اون عاشق خود ستائیه . دلش می خواد همه اونو در یه فازی ببینن که بقیه در اون جایگاه قرار نداشته باشن . اون هر کاری رو که انجام میده دوست داره با یه برتری خاصی به نظر بیاد . من یک زنم بهتر می تونم این حس و حالاتشو درک کنم ..

ناصر : پس چرا فرشته که بهترین دوستشه این حالاتشو درک نمی کنه ..

نورا : به خاطر این که فرشته تحت تاثیر احساساتش قرار داره که بر منطقش می چربه . اون دوست داره هر چی رو که نسترن میگه قبول کنه ..

ناصر : منم حاضرم با همین شرایط پیشش بمونم ..

نورا : دستاتو بده بهم .. بیا این جا بشینیم . آروم باش …

نورا با دونه دونه انگشتای ناصر بازی می کرد . دوستش داشت . سادگی و صداقت این پسرو دوست داشت . با این که حرصش می گرفت از این که چرا با همه بدی نسترن هنوز بهش وفادار مونده ولی لذت می برد از این اراده اون و این که به این سادگی ها از عشقش دست نمی کشه … ناصر حس می کرد که خیلی سختشه .. نمی تونست تماس انگشتای  نورا رو بذیره . هر لحظه چهره نسترن رو به خاطر می آورد .. گرمای آغوش اونو .. و لباشو که گذاشته بود رو صورت گرم نسترن . نمی تونست حس کنه که دختر دیگه ای جای اونو گرفته باشه ولی نورا ول کن نبود . ناصرهم  نمی خواست توی ذوقش بزنه ..

نورا : از فکرش بیا بیرون . اون دوستت نداره . اون حتی خودشو هم دوست نداره . اون بیماریه که نمی خواد در مان شه . شاید تو تنها کسی باشی که تا این حد و به این شکل بهش توجه نشون میدی و براش صبر کردی . بیا تا با هم قشنگی های دنیا رو نگاه کنیم .  عشقو نگاه کنیم . زندگی رو نگاه کنیم .

ناصر لباشو گاز می گرفت .. به آرومی اونا رو می جوید ..

و نسترن دستشو به دست کیوان داده بود … آینه رو از توی کیفش در آورد و رنگ روژشو زیاد تر کرد .. احمق دیوونه فکر کرده پسر واسه من قحطه .. حالا میری با یکی دیگه ؟

کیوان : چی شده نسترن .. این قدر به هم ریخته ای ؟  ناصرو ولش کن . اون و نورا همیشه با همن . این قدر بهش نچسب ..

نسترن : نه .. اونم برای من مثل یک دوست معمولیه . من که با اون رابطه ای نداشتم . اصلا من با کسی رابطه آن چنانی ندارم .. از این بازیها خوشم نمیاد . چند ترمه که با همیم . دیگه باید اخلاق من به دستت اومده باشه که من با بقیه دخترا فرق دارم ..همه می دونن که من اهل عشق و عاشقی نیستم .. سابقه من اینو نشون میده ..

کیوان : برای همینه که طرفدار زیاد داری ..

گل از گل نسترن شکفته بود . عاشق همین حرفا بود . این که همه دوستش داشته باشن . عاشقش باشن .. و این حسو هم داشت که هرکی فقط تا یه مدتی می تونه و باید که اونو دوست داشته باشه . نشونت میدم ناصر … نشونت میدم .. نسترن با این که می دونست خصلت تنوع طلبی داره ولی یه حس عجیبی هم نسبت به ناصر داشت . واسه اون یه امتیاز ویژه ای قائل بود . حرص می خورد . دوست نداشت اونو با دیگران ببینه .. همون جوری هم که دوست نداشت بهش توجه کنه . دیوونه حالا میری با یه دختر دیگه ؟ این بود  اون استقامتی که می گفتی ؟ عشق کار یه روز دوروز نیست . تو باید برای من می جنگیدی …

و در سمتی دیگه ناصر در همین افکار غوطه ور بود …

نورا : راستشو بگو به چی فکر می کنی ..

ناصر: به این که بجنگم ..

نورا که منظورشو فهمیده بود گفت

-با کی و با چی و برای چی می خوای بجنگی ؟ درست مثل اینه که یه اسلحه ای بگیری توی دستت و در یه بیابون خلوت به دور و برت شلیک کنی .. به کجا می رسی ؟ چی عایدت میشه ؟ جز این که خودت رو حرص بدی .. تو باهاش مدارا کردی .. تند بودی ..کند بودی .. سرش داد کشیدی ؟..

ناصر : شاید اون جوری که می خواست داد نکشیدم . اون همش بهم می گفت این قدر ناله نکنم . من می خوام که مرد قدرت داشته باشه ..

نورا : دیگه خسته شدم از حرفات , از کارات , حوصله منو سر می بری .. بس کن . مثل این که ویروس اون به تو هم سرایت کرده . فکر نکنم حتی یک روان شناس هم بتونه اونو در مان کنه . روان شناسو  دیوونه اش می کنه . می دونی چرا .. چون باور نداره که بیماره .. اگرم باور داشته باشه دوست نداره درمان شه .  میگه من رویایی نیستم . ولی از هر آدم خیالبافی خیالباف تره … اون تو رو انداخته ته چاه . بدون هیچ امکاناتی .. بدون این که راه پیش و پس داشته باشی ..اون وقت بهت میگه عشق راه ر خطریه .. باید مقاومت کنی .. بجنگی .. عاشقی کار هر کس نیست .. کدوم عاشقی ؟! این حماقته .. دیوونگی در عشق با این جور حماقت ها تفاوت داره . اون داره تو رو نابود می کنه . خودشم نمی دونه که از زندگی چی می خواد . نمی دونم چرا خسته نمیشه . نمی دونم چرا یه جایی گیر نمیفته . دستش رو نمیشه . این قدر خودت رو واسش تباه نکن . ادامه دارد … …

در

۱۱:۱۰:۰۰

بازی تموم شد 4

بازدید 4,504

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۱ هفته پیش ۰:۵۱
👁 ۱۷.۳K ❤️ ۴۰۸
۲ هفته پیش ۰:۳۳
👁 ۱۱.۸K ❤️ ۵۲۰
۲ هفته پیش ۳:۲۸
👁 ۳.۱K ❤️ ۴۰۶
۱ هفته پیش ۰:۲۹
👁 ۵.۶K ❤️ ۱۱۸
۵ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۱۴.۵K ❤️ ۳۰۵
۱۸ ساعت پیش ۰:۵۴
👁 ۱۸.۲K ❤️ ۱۲۲
۲ هفته پیش ۲۳:۲۹
👁 ۵.۶K ❤️ ۳۳۲
۲ هفته پیش ۱:۲۱
👁 ۱۲.۹K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۰:۲۳
👁 ۷.۶K ❤️ ۴۷۵
۲ هفته پیش ۱:۰۷
👁 ۳.۶K ❤️ ۱۲۸
۲ هفته پیش ۰:۵۴
👁 ۱۴.۸K ❤️ ۵۹۵
۳ روز پیش ۲:۵۰
👁 ۲۱.۶K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۱:۰۵
👁 ۶.۳K ❤️ ۴۶۳
۲ هفته پیش ۴:۰۵
👁 ۶.۱K ❤️ ۳۳۸
۲ هفته پیش ۸:۴۶
👁 ۳.۰K ❤️ ۴۲۳
۲ هفته پیش ۷:۰۷
👁 ۲.۸K ❤️ ۱۷۳
۲ هفته پیش ۴:۱۸
👁 ۳.۷K ❤️ ۳۰۴
۴ روز پیش ۰:۵۸
👁 ۱۷.۰K ❤️ ۲۹۱
۱ روز پیش ۰:۴۰
👁 ۲۱.۰K ❤️ ۰
۷ روز پیش ۱:۴۷
👁 ۲۰.۶K ❤️ ۷۳۲
۲ هفته پیش ۲:۵۰
👁 ۳.۰K ❤️ ۱۶۰
۲ هفته پیش ۱:۳۰
👁 ۱۲.۵K ❤️ ۲۶۳
۲ هفته پیش ۱:۲۵
👁 ۱۸.۹K ❤️ ۵۹۴
۲ هفته پیش ۱:۰۱
👁 ۱۲.۱K ❤️ ۹۸۷
۲ هفته پیش ۰:۵۰
👁 ۳.۶K ❤️ ۱۸۲
۲ هفته پیش ۳:۲۱
👁 ۶.۷K ❤️ ۲۸۴
۲ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۱۱.۷K ❤️ ۴۲۰
۲ هفته پیش ۱:۱۷
👁 ۴.۹K ❤️ ۱۱۰
۲ هفته پیش ۱:۵۷
👁 ۳.۵K ❤️ ۴۵۳
۲ هفته پیش ۰:۵۶
👁 ۳.۸K ❤️ ۲۹۹
۱ هفته پیش ۴:۵۱
👁 ۲۰.۱K ❤️ ۴۸۸
۲ هفته پیش ۵:۵۳
👁 ۱۵.۸K ❤️ ۷۴۰
۲ هفته پیش ۳۲:۳۱
👁 ۵.۴K ❤️ ۷۳۹
۲ هفته پیش ۰:۲۸
👁 ۵.۵K ❤️ ۷۳۶
۲ هفته پیش ۰:۵۳
👁 ۴.۰K ❤️ ۳۸۰
۲ هفته پیش ۴:۵۴
👁 ۳.۳K ❤️ ۱۴۹
۲ هفته پیش ۶:۴۴
👁 ۱۵.۵K ❤️ ۹۲۷
۲ هفته پیش ۱:۰۸
👁 ۲.۶K ❤️ ۱۹۶
۲ هفته پیش ۳:۰۰
👁 ۱۵.۴K ❤️ ۶۳۱
۲ هفته پیش ۰:۲۴
👁 ۳.۵K ❤️ ۲۵۷
۲ هفته پیش ۲۲:۲۵
👁 ۱۵.۶K ❤️ ۳۰۱
۶ روز پیش ۰:۴۴
👁 ۲۰.۶K ❤️ ۴۷۰
۲ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۶.۵K ❤️ ۳۷۱
۲ هفته پیش ۳:۳۹
👁 ۷.۴K ❤️ ۷۶۳
۲ هفته پیش ۲:۲۸
👁 ۱۷.۲K ❤️ ۴۷۰
۲ هفته پیش ۰:۱۴
👁 ۶.۴K ❤️ ۸۵۰
۲ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۲۱.۵K ❤️ ۳۵۸
۲ هفته پیش ۹:۰۰
👁 ۳.۱K ❤️ ۴۴۷
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن