بابا بخش بر چهار 56

بابا بخش بر چهار 56

بهترین کار این بود که تکون نخورم و چیزی نگم . راه دیگه ای نداشتم . از نفس کشیدن می ترسیدم . از این که بدنم با اون تماسی داشته باشه و  فکر کنه که من نظر خاصی راجع به اون دارم . نمی دونم چرا در مورد این دخترم تا این حد حساس شده بودم . دوست داشتم اون همون عقیده و ایمان سابق رو در مورد من داشته باشه . بدنش همچنان داغ بود . می دونستم که اونم هیجان زده شده . حق هم داشت . منی که در زندگیم صد ها بار سکس کرده بودم تا این حد هیجان زده بودم چطور اونی که تا حالا تجربه ای نداشته و نیازشو نتوسته رفع کنه و می دونستم که اون در میون دخترام از همه شون خجالتی تره می تونه تحریک نشده باشه . -الناز عزیزم بیداری ؟/؟ من می خوام برم می ترسم تو بیدار شی .. -کجا بری بابا . بری به اون دخترات سر بزنی . از اون خبرایی که ….. حرفشو ادامه نداد . شاید می خواست بگه از اون خبرایی که اونجا هست اینجا نیست . -عزیزم چرا در مورد من این جور فکر می کنی .. -باشه برو پدر .. من که چیزی نگفتم . تو آزادی هر کاری که دوست داری انجام بدی . باشه .. -دیگه دوستم نداری . منو نمی خوای . باباتو دیگه تحویلش نمی گیری ؟/؟ -مگه میشه یه دختر باباشو دوست نداشته باشه .ولی اون احساسی رو که قبلا بهت داشتم حالا دیگه ندارم . راستش تو قبلا بت من بودی . ولی حالا بت اون سه تا خواهرام هستی . می دونم یکی از یکی شون بد تر هستند . خیلی دلم می خواد از این خونه و از پیشت برم . از همه چی بدم اومده . حتی از خودمم بدم اومده . می خواستم از جام پا شم و زود تر اون فضا رو ترک کنم . صبر کردم تا کیرم بخوابه . با این که فکرمو به جای دیگه ای متمرکز کرده بودم ولی نمی دونم این لعنتی چرا پایین نمی رفت .  بالاخره شرایط طوری شد که از اون جا خارج شدم . دلم گرفته بود . می دونستم که این دخترای تنبل من از راه پله  رفت و آمد نمی کنن . برای همین تر جیح دادم  از پله ها رفت و آمد کنم و یه ورزشی کرده باشم .  رو یکی از این پله ها نشستم . دلم پیش دخترم بود . الناز ناز , نمی تونستم اونو همین جوری به حال خودش رها کنم . اون باید درسشو می خوند . دلش گرفته بود . مادر پیشش نبود . رو منم که اون جوری حساب کرده بود و این جوری در اومده بودم . اصلا همه چی قره قاطی شده بود . گریه ام گرفته بود . این چه سر نوشتیه که من دارم . نمی دونم باید با کدوم درد بسازم و با کدومش کنار بیام . موبایلمو خاموش کرده بودم . حال و حوصله اون سه تا دختر رو نداشتم . فقط به فکر الناز بودم . .. فکر کنم یه یک ساعتی رو روراه پله نشسته بودم . تصمیم گرفتم بر گردم به سوی الناز . ببینم چیکار می کنه . اگه نمی تونستم از دلش در بیارم خوابم نمی برد . یکی دو تا زنگ زدم ولی در رو باز نکرد . دیگه مجبور شدم  از کلید خودم استفاده کنم . خبری نبود . نگران شدم . نکنه کار دست خودش داده باشه . از خونه که بیرون نرفته . صدای بسته شدن در رو نشنیده بودم . نه .. وقتی صدای آبو از حموم شنیدم دیگه خاطرم تخت شد که دخترم دیوونگی نکرده و کاری انجام نداده که من خجالت بکشم . رفتم رو تختش دراز کشیدم صبر کردم که بیاد .. صدای بسته شدن در حمومو شنیدم . وقتی وارد اتاقش شد حوله دورش پیچیده بود . چقدر این تیپ بهش میومد .. خلاف اون چه که فکر می کردم زیاد ناراحت نشون نمی داد . تعجب کرد -بابا ؟/؟ مگه تو نرفتی استراحت کنی ؟/؟ چیه اون سه تا تحویلت نگرفتن ؟/؟ -الناز من اومدم تا  خنده های تو رو ببینم و روحیه بگیرم . نمی خوام بت تو باشم . می خوام عشق تو باشم و بازم بهم بگی که دوستم داری . -من کی گفتم که دوستت ندارم . چرا حرف تو دهن آدم میندازی . من که خیلی دوستت دارم .. -ولی امروز خیلی دلم گرفته . تو حرفامو باور نمی کنی .. -بابا این کارا رو نکن . اون وقت بیشتر چهره یه آدم گناهکار رو پیدا می کنی که مدام از آدم می خواد که اونو ببخشن .. از جام پا شدم و رفتم طرفش .. -عزیزم پس من دلواپست نباشم . نگران نباشم که روحیه ات کسله -نه اتفاقا همه چی آرومه . خیلی خوشحالم .. -داری منو دست میندازی -من غلط کنم به پدر خوبم جسارت کرده باشم . رفتم طرفش اونو که حوله پیچ شده بود بوسیدمش بوسه بر پیشونی سرد اون دادم . -اوووههههه بابا چه مقدسانه منو می بوسی . حتما خواهرای دیگه منو عاشقونه می بوسی . .. یه نگاهی به چشاش انداختم . از درد تلخی سخن می گفت . از دنیایی راز و سر زنش  -دخترم !برای عاشقانه بوسیدن باید عشق رو هم دید -تو در من عشقی نمی بینی ؟/؟.. این بار لبامو رو لباش قرار دادم . حس کردم که تنم به تن حوله پیچ دخترم پیچیده .. .. ادامه دارد … …

در

۲۰:۰۲:۰۰

بابا بخش بر چهار 56

بازدید 8,020

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۲ هفته پیش ۰:۳۲
👁 ۲.۷K ❤️ ۴۴۸
۲ هفته پیش ۱۶:۳۹
👁 ۱۶.۰K ❤️ ۳۲۷
۱ هفته پیش ۰:۵۰
👁 ۴.۵K ❤️ ۶۴۸
۴ روز پیش ۴:۰۰
👁 ۲۰.۵K ❤️ ۴۹۹
۲ هفته پیش ۱۸:۰۲
👁 ۳.۰K ❤️ ۳۵۹
۲ هفته پیش ۳:۲۱
👁 ۶.۷K ❤️ ۲۸۴
۲ هفته پیش ۲:۰۳
👁 ۱۰.۱K ❤️ ۸۶۱
۲ هفته پیش ۰:۳۳
👁 ۲.۸K ❤️ ۲۱۱
۲ روز پیش ۴:۴۱
👁 ۹.۲K ❤️ ۲۷۹
۲ هفته پیش ۰:۱۷
👁 ۳.۷K ❤️ ۲۶۴
۲ هفته پیش ۰:۵۹
👁 ۷.۲K ❤️ ۲۴۱
۱ هفته پیش ۲:۵۷
👁 ۱۳.۷K ❤️ ۹۷۱
۲ هفته پیش ۰:۳۹
👁 ۶.۹K ❤️ ۲۵۸
۲ هفته پیش ۱:۰۴
👁 ۲.۲K ❤️ ۰
۱ هفته پیش ۲:۵۴
👁 ۷.۰K ❤️ ۲۳۰
۲ هفته پیش ۰:۵۳
👁 ۲.۷K ❤️ ۴۴۶
۲ هفته پیش ۶:۲۵
👁 ۱۵.۵K ❤️ ۱۸۶
۲ هفته پیش ۰:۵۹
👁 ۷.۶K ❤️ ۴۷۸
۲ هفته پیش ۳:۳۳
👁 ۸.۲K ❤️ ۲۱۹
۵ روز پیش ۵:۰۸
👁 ۱۸.۴K ❤️ ۳۵۴
۲ هفته پیش ۰:۳۸
👁 ۳.۶K ❤️ ۲۰۴
۲ هفته پیش ۲:۴۱
👁 ۲.۱K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۴:۳۴
👁 ۲.۷K ❤️ ۲۸۸
۲ هفته پیش ۶:۱۵
👁 ۴.۷K ❤️ ۳۳۳
۲ هفته پیش ۰:۵۲
👁 ۵.۰K ❤️ ۴۶۷
۲ هفته پیش ۴:۲۵
👁 ۳.۳K ❤️ ۳۱۷
۲ هفته پیش ۰:۵۱
👁 ۲.۱K ❤️ ۴۳۸
۲ هفته پیش ۱:۳۱
👁 ۶.۹K ❤️ ۳۱۵
۲ هفته پیش ۱:۰۰
👁 ۵.۲K ❤️ ۳۸۵
۲ هفته پیش ۰:۲۸
👁 ۴.۹K ❤️ ۳۴۲
۲ هفته پیش ۷:۲۱
👁 ۸.۱K ❤️ ۱۱۹
۲ هفته پیش ۴:۰۳
👁 ۳.۵K ❤️ ۴۳۰
۲ هفته پیش ۱:۰۷
👁 ۲.۹K ❤️ ۳۶۵
۶ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۲۰.۸K ❤️ ۵۵۰
۶ روز پیش ۳:۰۳
👁 ۷.۹K ❤️ ۵۴۸
۲ هفته پیش ۰:۵۴
👁 ۲.۴K ❤️ ۲۵۷
۲ هفته پیش ۳:۴۶
👁 ۶.۴K ❤️ ۶۱۴
۲ هفته پیش ۰:۳۴
👁 ۸.۰K ❤️ ۲۳۹
۲ هفته پیش ۳:۲۶
👁 ۴.۰K ❤️ ۴۱۵
۲ هفته پیش ۱:۲۰
👁 ۶.۷K ❤️ ۱۹۹
۴ روز پیش ۱:۰۷
👁 ۱۲.۸K ❤️ ۶۸۱
۲ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۳.۶K ❤️ ۳۸۷
۲ هفته پیش ۱:۰۱
👁 ۲.۶K ❤️ ۱۴۲
۱ هفته پیش ۰:۵۴
👁 ۱۲.۷K ❤️ ۵۵۹
۲ هفته پیش ۶:۱۷
👁 ۳.۹K ❤️ ۳۵۹
۱ هفته پیش ۲۹:۲۵
👁 ۱۶.۵K ❤️ ۶۴۷
۴ روز پیش ۲:۰۸
👁 ۳.۶K ❤️ ۱۹۲
۲ هفته پیش ۱:۱۲
👁 ۱۹.۲K ❤️ ۷۹۶
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن