انتقام میسترس 49

انتقام میسترس 49

-شیما حواست باشه . خودت رو کنار بکش .  صدای تیر اندازی ها زیاد شده .  ولی انگاری کسی به این سمت نمیاد .. صدای  دویدنها و بگیر و ببند ها به گوش می رسید . -شیما فقط حواست باشه اگه دیدی از این تبهکارا کسی به این سمت نزدیک شد امونش نباید داد . .. -چیکار کنیم به نظرت همین جا بمونیم بهتره یا بریم .؟ -نمی دونم من میگم یه چند دقیقه ای صبر کنیم . اگه  این جا بمونیم یه درد سره و اگر هم بریم یه درد سر دیگه . بهترین کار اینه که صبر کنیم ببینیم چی میشه . -باشه هر چی تو بگی . -پس بیا دوباره همو بغل بزنیم و تو هم حواست به بیرون باشه . -ولی خوب این جوری که تو منو نوازشم می کنی دیگه فکر نکنم بتونم حال و حوصله ای برای مراقبت از بیرون داشته باشم . تازه شاید خوابم کنی -من خیلی وقته که خوابت کردم -جدی میگی ؟/؟ پس چرا من فکر می کنم که بیدار شدم . .مگه عاشق همیشه خواب نیست .. در همین لحظه صدای تیری که به نظر می رسید در چند متری ما شلیک شده مارو از خماری در آورد -ظاهرا مثل این این که وقت این حرفا نیست . .. بهزاد گوشاشو تیز کرده بود . .. چند نفر داشتن با هم حرف می زدن . به نظر میومد که بعضی صدا ها رو می شناخت . حتما با بعضی از این تبهکاران آشنایی قبلی داشت . کاری به این کارا نداشتم . وقتی به چنگ پلیس میفتا منم به نفعش شهادت می دادم و اونم باید دور همه اینا رو قلم می گرفت . سکوت  دور و بر ما رو گرفته بود . صدای تیر اندازی با فاصله بیشتری به گوش می رسید . کمتر شده بود .. -وووووووویییییی بهزاد این همه جنازه ؟/؟ چه خبره ! همه شونم تبهکارن . فکر نمی کنم کس دیگه ای مونده باشه . بهزاد یه نگاه اجمالی به اون جمعیت انداخت و گفت فکر نمی کنم رهبر گروه هنوز کشته شده باشه -شاید دستگیرش کرده باشن .. -فکر نکنم اون خیلی زبله . عین آدمای احمق رفتار می کنه . ولی نمی تونه از زیر دست بهزاد در ره . -ببینم تو از کجا می شناسی اونو . نکنه دوستت باشه . -آره عزیزم .. اون دوست منه ولی خودش نمی دونه که من می دونم اون چه نقشی داره .. یه آدم نفوذی و جاسوس که هم از توبره می خورد هم از آخور . تا چند وقت دیگه قرار بود که ما هم متلاشی شیم و مقر ما برسه به اون . -چرا راستشو نمیگی بهزاد . حرف درستو بزن .. -شیما سرت رو بدزد .. خودمو کنار کشیدم . تیر از بیخ گوشم رد شد ولی بهزاد امونش نداد . از روبرو بالای ساختمون یکی به طرف من شلیک کرده بود که بهزاد جوابشو داد و از اون بالا با مخ به روی سنگفرشها ولو شد . -عزیزم ممنونم .. -یادت باشه اون داشت ما دو نفر رو می کشت . من جون خودمو هم نجات دادم . .. در همین لحظه صدایی از پشت سر بهزاد به گوش رسید که می گفت ولی اون نمی تونه جون تو رو نجات بده . یه لحظه سرمو بر گردوندم نگام به تیمور افتاد .. اسلحه رو گذاشته بود رو شقیقه بهزاد .. -خیانتکارای کثیف .. خدمت هر دو تاتون می رسم . -ببینم تیمور به باند خودمون خیانت کردیم یا باند شما نفوذی کثیف .. یه لحظه نفهمیدم بهزاد چی داره میگه . -معرفی می کنم شیما خانوم .. این آقای هپلی کثیف اسلیو خانی که می بینید رئیس باند مجهز رقیب ماست . برای جاسوسی و قبضه کردن بازار و آگاهی به اسرار ما و شناسایی خریداران  وارد گروه ما شد . ولی اصلا به تیپ و هیکلش نمیاد که رئیس باشه . تیمور عصبی شد و گفت مثل این که باید دو دقیقه ای زود تر خلاصت کنم . واسه تصمیم گیری فرصت خیلی کم بود . حالت دستام طوری بود که اون اصلا فکر نمی کرد که  اسلحه ای در دستم باشه . شایدم فکر نمی کرد که من اهل شلیک باشم و درست هم فکر می کرد . -بهزاد خان وصیت خودت رو بکن . ظاهرا این خانوم مال شماست . خواهرشو که من ردیف کردم . از قدیم می شناسمش خودشم که تر تیبشو دادم .. این بار من میشم ارباب و اون میشه برده من . ترس رو در چهره بهزاد می دیدم . -چیه به من نمیاد که رئیس یک باند بزرگ باشم ؟/؟ .. مجبور شدم بازم از تر فند زنانه و فیلم استفاده کنم . -عزیز م ! تیمور جون . پس من از این به بعد میشم معشوقه تو . چه افتخاری ! زود تر تر تیب این بهزاد خانو بده . یه وقتی دیدی یه آس رو کرد .. خواستم بهش نزدیک شم گفت هنوز زوده .. بروعقب .. تا ترتیبشو ندادم جلو نیا .. دستم می لرزید . نمی دونستم آیا می تونم یا نه . اون نیم رخ کثیفش به طرف بهزاد قرار داشت و بر منم مسلط بود . برای ثانیه هایی اسلحه رو از پایین در دستم گرفتم . سریع آوردمش بالا تا صدای کشیده شدن ماشه رو شنید روشو بر گردوند طرف من . اسلحه رو به طرفش گرفته و خیلی مراقب بودم که به بهزاد نزنم . برای همین به سمت سرش شلیک نکردم . تیر ها یکی پس از دیگری بر بدنش می نشست . خودمو پرت کردم به طرف زمین .. تیراش به من نخورد . بهزاد افتاد روش .. ولی انگاری با یک مرده می جنگید . پلیسا سر رسیدند …. ادامه دارد … …

در

۲۰:۱۱:۰۰

انتقام میسترس 49

بازدید 5,675

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۲ هفته پیش ۸:۵۱
👁 ۱۹.۸K ❤️ ۲۴۲
۲ هفته پیش ۱۷:۲۳
👁 ۲۱.۵K ❤️ ۵۲۷
۲ هفته پیش ۱:۲۴
👁 ۳.۹K ❤️ ۱۹۷
۲ هفته پیش ۰:۳۹
👁 ۶.۷K ❤️ ۹۰۷
۲ هفته پیش ۱:۱۹
👁 ۲۰.۲K ❤️ ۵۹۴
۲ هفته پیش ۲۷:۲۶
👁 ۷.۸K ❤️ ۴۵۵
۲ هفته پیش ۴:۲۵
👁 ۳.۳K ❤️ ۳۱۷
۲ هفته پیش ۱:۴۰
👁 ۵.۷K ❤️ ۳۰۱
۲ هفته پیش ۱:۱۳
👁 ۱۶.۲K ❤️ ۲۳۵
۲ هفته پیش ۰:۳۸
👁 ۷.۳K ❤️ ۳۵۶
۲ هفته پیش ۰:۳۳
👁 ۵.۱K ❤️ ۲۱۴
۲ هفته پیش ۸:۰۴
👁 ۱۷.۱K ❤️ ۴۳۶
۲ هفته پیش ۰:۵۳
👁 ۲.۹K ❤️ ۳۰۰
۲ هفته پیش ۱۰:۴۰
👁 ۱۴.۱K ❤️ ۳۹۸
۲ هفته پیش ۱:۰۲
👁 ۳.۹K ❤️ ۲۱۱
۲ هفته پیش ۸:۳۵
👁 ۱۷.۰K ❤️ ۳۰۵
۲ هفته پیش ۱۰:۰۰
👁 ۲.۶K ❤️ ۲۳۰
۵ روز پیش ۴:۱۸
👁 ۱۹.۷K ❤️ ۴۶۲
۲ هفته پیش ۳:۰۶
👁 ۱۶.۴K ❤️ ۱۳۳
۲ هفته پیش ۰:۱۸
👁 ۲.۴K ❤️ ۱۱۱
۲ هفته پیش ۲:۱۶
👁 ۳.۹K ❤️ ۳۱۸
۲ هفته پیش ۰:۴۵
👁 ۳.۵K ❤️ ۴۵۱
۱۵ ساعت پیش ۱:۱۲
👁 ۸.۵K ❤️ ۳۴۱
۲ هفته پیش ۰:۳۷
👁 ۱۳.۶K ❤️ ۶۳۵
۲ هفته پیش ۱۵:۰۶
👁 ۸.۰K ❤️ ۴۶۰
۲ هفته پیش ۱۱:۵۶
👁 ۳.۲K ❤️ ۱۰۴
۲ هفته پیش ۶:۰۳
👁 ۱.۹K ❤️ ۴۰۱
۲ هفته پیش ۰:۴۲
👁 ۲۷.۳K ❤️ ۶۶۳
۲ هفته پیش ۱:۴۰
👁 ۱۰.۱K ❤️ ۱۵۳
۲ هفته پیش ۵:۳۲
👁 ۴.۴K ❤️ ۳۵۱
۲ هفته پیش ۱:۱۴
👁 ۵.۶K ❤️ ۳۷۴
۳ روز پیش ۰:۴۰
👁 ۱۳.۶K ❤️ ۶۱۶
۲ هفته پیش ۸:۵۰
👁 ۲.۹K ❤️ ۳۷۲
۲ هفته پیش ۱:۵۹
👁 ۳.۶K ❤️ ۳۷۵
۲ هفته پیش ۰:۲۶
👁 ۳.۶K ❤️ ۴۳۰
۱ هفته پیش ۱:۳۱
👁 ۱۴.۰K ❤️ ۹۲۰
۱ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۴.۵K ❤️ ۱۹۰
۲ هفته پیش ۱:۲۰
👁 ۲.۸K ❤️ ۱۹۰
۴ روز پیش ۴:۰۷
👁 ۷.۲K ❤️ ۴۵۱
۲ هفته پیش ۰:۵۹
👁 ۱۲.۲K ❤️ ۶۴۶
۲ هفته پیش ۱۰:۰۷
👁 ۴.۱K ❤️ ۳۴۷
۶ روز پیش ۰:۴۰
👁 ۱۲.۴K ❤️ ۱۶۱
۲ هفته پیش ۳:۲۸
👁 ۳.۱K ❤️ ۴۰۶
۲ هفته پیش ۱:۱۱
👁 ۲.۷K ❤️ ۳۶۹
۲ هفته پیش ۴:۵۴
👁 ۲.۴K ❤️ ۳۷۲
۲ هفته پیش ۰:۴۴
👁 ۸.۳K ❤️ ۳۸۸
۲ هفته پیش ۱:۳۸
👁 ۲.۵K ❤️ ۱۴۳
۲ هفته پیش ۲:۵۳
👁 ۱۲.۵K ❤️ ۱,۰۲۱
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن