ادامه قسمت سوم…
تو پذيرايي دیدممعین تلویزیون رو باز کرده و داره مستند میبینه
بهار هم رفت یه جوراب ساق بلند تا بالای زانو تقریبا وسط ران هاش بود و یه شورت کیر راست کن توری قرمز پوشید و اومد سوتین همدیگهنپوشید
معین : بابا بهار جاننکن اینکارو جون خودت
بهار : وااا دیوونه شدی چیکار کردم
معین : این چیزی که تو پوشیدی یه جوری آدم هوس میکنه دوباره بکنه توش ولی جون ندارمدیگه تا یه هفته دیگه کیرمم راستنمیشهباور کن
بهار : کیر تو یه نفر باید پنج دقیقهبعد سکس راست بشه وگرنه کتک میخوره گفته باشم😁😊😊
من : 😜😜😜 معین جان دیدی منچرا زنمرو دادمبعقیه بکننبرا این چیزا . دیگه جون نمونده برام
بهار: وااا خب زن حشری نمیگرفتی الان هم اشکالی نداره کهبعقیه میان و میکننمیرن تو فقط نون بده بعقیه آب میدن نترس 😂😂
معین : ببین چه زبونی میریزه ها😂😂
خلاصه یه چیزی اورد و خوردیم و اتفاق خاصی نیفتاد و فقط معین که گاهی به شوخی دست میزد به بدنبهار ویه بارم فقط با قاشق دسر رو مالید به ممهبهار و خودش میک زد گفت اینجور دوست دارمبخورم
بهار هم خندید و گف پایین چشمه دارم اگه تشنه شدی برواونجا 😂😂
معین گف منمنت همدارم
بعد گف اصلا یه چیزی بگم
گفتمبگو
گف هرچی تو فیلم سوپر و واقعی وکلا هرچی کوص دیدمیا جوش دارن یا سیاهه یا بدجور پف کرده یا داخلش زده بیرون
اما بهارواقعا خیلییییی تمیز و خوشگله کوسش
صاف صافه پوستش و یدونه امجوش نداره هم سفید و صورتیهداخلشهم بوی خوبی میده همپر از آب میشه
بهار که خرکیف شد با یه حالت حق به جانب ولی عشوه گری لب و لوچه شو یه حالت خاصی کرد و گف :😌😌 بعلههه پس چییی هنوزم نمیدونید چی گیرتون اومده که بدبختا
من : خوبه حالا خودتو نگیر 😁😁
بهار : تو چی میگی با اون کیر نیم وجبی زن خودتم نمیتونی بکنی میدی مردم بکنن 😁😁😁
معین : 😂😂😂 اخ جون دعوا
بهار : من هرچی هم بشه با عشق زندگیم دعوا نمیکنم دوستش دارمخیلییی زیادددد اصلا
مگه ن همسرم😜
من : بعلهههه معلومه از حرفات😏
بهار : ببین معین بخاطر یه کوس کردن میخواد بین ما جدایی بندازه ها گول نخور 😭😂
معین : پای منو نکش وسط من تا همینجا ام انقد کردم که دیگه تا یه ماه کیرم راستنمیشه😂😂😂
خلاصه ماجرا
بعد از کلی حرف و شوخی و بگو بخند ومیوه و غذا و اینا رفتیم که بخوابیم چون اون دوتا خیلی هم خسته بودن انقد گاییدن همدیگر
معین که از سر تعارف بازی همش میگفت میرمخونه و مزاحم نمیشم و اینا که خوشم اومد ازش که پررو نشده بود.
منم نزاشتم گفتم بیا بخواب بابا شاید بهار نصف شب هوس کرد
بهار : نخیر من میخوام بخوابم و درش رو پلمپ کردم تا فردا و ساعت اداری😌☺️😉
معین : فقط خوب سکس که نیست فقط . منکلا با شما حال میکنم پس میمونم کنارتون
بهار : حالا نهایتا یه ساک میزنم برات بعدا حال داشتم چون ازم زیاد تعریف کردی😁😁😋😋😋
معین : ای کلک😂😂😂
من : 😂😂
بهار. پس بدون شورت بخواب البته به من ربطی نداره هاااا برا خودت میگم چون شبا خونه ما شورتا کلا میاد پایین بعدش دکترا میگن شورت موقع خواب خیلی بده برا سلامتی😁😁😁😝😝😝
معین : ای به چشممم چقدر هم که ما به سلامتی اهمیت میدیم😂😂
رفتیم تو اتاق خواب و معین هم که همونجور لخت اومد تو تخت خواب و بهار هم همون لباس ها رو داشت و منم یه شورت پا دار ولی پا کوتاه و بدون لباس
بهار اومد منو بغل کرد گفت تو هم بغلم کن بخوابیم
معین : ااا من تنهام که
بهار : تنها کجا بود .🥲 سه نفر روی یه تختیم ها
من : اون منظورش اینه بغلش کنی بابا
بهار : معین جان دیگه هم کون گاییدی هم کوس گاییدی بزار این شوهر بدبختم یه بغل خشک و خالی داشته باشه لااقل😉😉 تازه کونم هم سرخ کردی لامصب انقدر سیلی زدی پدسگگگ
معین : حالا چرا همش میگی پدر سگ😂
بهار : باور کن بی ادب نیستمها ولی به تو فحش میدم میچسبه بهم ولی کلا پدرسگ نمیگم که . میگم پدرسگ 🥰 دلتم بخواد
معین : بده بابا هرچی فحش بلدی بده ولی کنارش کونم بده 😁
بهار : واییی اشی جونم شنیدی به زنت میگه کون بده بهم
من : ولش کن عزیزم بیا بغلم .
معین هم اومد بهار رو از پشت بغل کرد
اونا که خیلی خسته بودن و سریع تو همون حالت خوابشون برد
من یکم بعد از اونا خوابیدم
صب که بیدار شدم دیدم بهار داره برا معین ساک میزنه تا منو دیدن که بیدار شدم گفتن تو بخواب ببخش مزاحم خوابت شدیم
منگفتم بابا خب برید یه جای دیگه مگه نمیبینید خوابیدم ساعت هنوز ۷ صبحه من تا ۹ میخوابمهر روز
بهار گف باشه
بهار : معین بلند شو بریم اون طرف
معین : باشه عزیزم بریم
رفتن اون طرف و درو بستن که من بیدار نشم با صداشون
اما مندیگه خوابمنبرد و چند دقیقه بعد بلند شدماومدم از اتاق بیرون دیدم نیستن
تو این فکر بودم که کجان که یدفه صدا از حموم اومد
صدای شالاپ شالاپ بود
فهمیدم داره بهار رو میکنه
رفتمدر حموم تقریبا نیمه بسته بود
دیدم بهار رو چسبونده به دیوار و از پشت گذاشت توش و داره میکوبه و آب هم باز بود و اونا هم خیس اب و همین خیسی باعث شده بود زیر شکم معین که میخورد به باسن بهار یه صدای محکم شالاپ شالاپ بده
بهار هم داشت لذت میبرد و میگفت
اوووووووووووم مممممممممم
مممممممممممممم
هوووووم
اووویییی
ممممممممممم
انگار یه جور که بخوای داد بزنی ولی جلوی صداتوبگیری
ممممممممممممم
اوووی اویییی اوی
اووووم
جوووون بکننننن
یدفه معین گف میخواد آبم بیاد
بهار گف بیار بخورمش
سریع کشید بیرون و بهار همبرگشتزود نشست رو زانو و دهنش رو باز کرد معین سر کیرش رو کرد تو دهنبهار
بهار با دست کیر معینرو گرفت و براش مالید تا آبش بیاد تو دهن بهار
بهار تا قطره آخر آب معینرو خورد اما هنوز متوجه من نشده بودن
منمرفتم دیگه ونجانموندم
چای رو آماده کردم و رفتم نون بربری خیلی خلوت هم بود گرفتماومدم دیدم از حموم در اومدن خشک کردن خودشون رو بهار با همون لباس های سکسی خونگی و باسن کاملا لخت و معین شلوار و لباس پوشیده
سلام کردم و گفتم خیر باشه چرا لباس پوشیدی
معین هم سلام کرد و گفت برمخونه و کارام رو بکنم و اینا
بهار هم داشت صبحانه رو می چید رو میز با نون .
رفتیم خوردیم و گفتم معین اگه کار نداری واقعا خب بمون پیش بهار من میخوام برم تا عصر هم نیستم بهار تنهاست تازه شاید دلت خواست باز گاییدیش
بهار خندید گف ببین ها چه مرد خوبیی داره برا کیر تو زنش رو میده😂😂 ولی مگه میشه تو دو روز اینهمه سکس اخه🤣🤣 بابا بزار بره استراحت کنه آب تو بدنش کم شده اصلا 😂
من : بهار جان منمیدونم تو که همیشه میخوای ولی اینمباید بخواد دیگه البته با اینحالی که کرده ایندو روز فکنکنم چیزی بخواد دیگه😁
معین خندید وگف باور کنین ایندو روز تو بهشتبودم هم لذتداد هم خستگیم در رف . اصلا باسن بهار میخوره بهم ها میرم بهشت
هماین که تا هر وقت شما بخواینمن نوکرتونم هستم
بهار : نخیر نوکر نمیخوایمیه بکن قویی میخوایم
معین : یعنی قوی حساب نشدم من ؟ 😏
بهار : قوی که ن ولی چاره چیه دیگهباید سوخت و ساخت😂😂
منمکلی خندیدم
معین گف دیگهبرم دیر شد
بهار طبق عادت همیشگی رفت معینرو بدرقه کرد و بغلش هم کرد و بوسید گفعزیزم هر وقت خواستی بیای بیا فقط هماهنگ کن باهامون واینوبدون خیلی دوستت دارم خیلی بهمونحال دادی💋💋
معین همبهاررو بغل کرد و حسابی فشارش داد و کونش رو با دو دست همونجور که تو بغلش بود فشار داد و پنجه زد و گف منمیمیرم برات عزیزم تو منو به آرزومرسوندی و حتما بازمزیاد میام
خلاصه معین رفت
من : بهار میگم صب چیکار کردین منرفتم نون بگیرم نبودین
بهار : چیکار می خواستیم بکنیم دیگه رفتیم حموم سکس کردیم و دوش هم گرفتیم همین فقط یه چیزی
من : چی
بهار : تو حسودینمیکنی اینجور بهش کون دادم و آبش رو الان همتوحمونخوردم تو نبودی و انقدر با لذت باهاشون سکس میکنم ؟
من : خب مندوس دارمتو برا منماونکارا رو کنی ولی اینجور که تو بهم ابراز علاقه میکنی یه جور دلممحکم میشه که هیچ کس جای منونمیگیره برات و همین باعث میشه حسودی نکنم وگرنه خیلی هم حسودی میکردم
بهار گف راستی اشکان یه چیزی
گفتم دیگه چیه
گفت بزار لخت شم
لخت شد و پشتش رو به من کرد و گفت تعقیری نمیبینی
گفتم چییی ن همونه دیگه چه تغییری
گفت کونم رو خوب نگاه کن
نگاه کردم گفتم خب چی
گفت ای بابا خنگی ها خوب ببین
خوب تر که دیدم دیدم چرا یه جا مونده بود انگار رد کیر بود یعنی یه حلقه افتاده بود تو باسنش که مستقیم می رفت سمت سوراخ کونش مثل تونل
گفتم اره این رو دارم میبینم ولی فک نمیکردم اینجور بشه
گف دوس داری تو این رد کیر رو تو کونم ؟
گفتم آره اتفاقا خیلی حال میده نگاش کنم
گف ولی ایناز بینمیره قبلا همکوندادم اینطور شده ولی از بینرفته یه مدت که ندادم
گفتم کاش همیشه بدی که بمونه خیلی قشنگه ولی یکم خم شو
بهار پاهاش رو باز کرد و خم شد
دیدم دیگه کونش باز باز شده انگار یهلوله صاف و صورتی تیره ست .یعنی قهوه ای و سیاه نبود یه چیزی مثل قرمز ولی کمرنگتر بود
گفتم صب مگه کوندادی بهش
گیف ن صب کوس دادمفقط . اما دیشب توخوابیده بودی خودش هوس کرد کیرش راست شده بود کرد تو کونم دیگه همونجا نگهداشت انقد نگهداشت من خوابمبرد
نیم ساعتبعد باز تکون خوردم بیدار که شدمدیدم آبش اومده انقد توکونم بوده کیرش و همونجاخالی کرد و باز بیرون نیاورد تا کیرش خوابید و خودش بیرون رفت از تو کونم ولی همونحالت خوابیدیم تا صبح
گفتم خوبه خب فقط
فقط کاش همیشه این میموند .
یه تونل مانند روی لپهای باسن که معلوم بود خط کیره که میره تو کونش
ادامه یه داستان خیلی جذاب تر رو بریم
دوستان این ها ساخته ذهن نیست و کاملا واقعی هست فقط
اسامی عوض شده و من هم یکم داستان رو پر و بال میدم همین اما کلیت داستان همینه
ادامهدارد …
نوشته: RealBi
6 پاسخ به “رسیدن به آرزوهای بی غیرتیم (۴)”
ادامه بده لعنتی…🤌👍
زودتر بنویس
عالی
این سری داستان ها خیلی جذابن عجب کوسیه زنم
خیلی خفن بود منتظر ادامه هستیم ، راستی بعد قسمت 5 اگر ادامه داشت بگی داستان بعدی با چه اسمی دنبال کنیم ، چون ادمین بیشتر از 5 قسمت نمیذاره برای یه عنوان منتشر بشه
وایی خدایی از این داستان شهوتی تر نداریم فقط بیغیرتی خالص و جذاب